تلخی انتظار:
واین روزم به پایان رسید مثل روزای دیگه واز انتظار پاهام سبز شده نمی دونم با چه زبونی اواز غم انگیزین انتظاره ها را برات بخوانم که زود تر بیای وجاده ها شرمنده هستن از خبر همیشگی (( ادامه انتظار)) وتکرار دوباره ها کم کم احساس می کنم که چرا اون قاصد کهایی روکه می فرستادم دیگه هرگز باز نمی گشتند،حالا می فهم که چرا هیچ قافله ایی به سوی من پرواز نمی کنه اره نه قافله ها ونه قاصدک ها،هیچ کدوم تو را ندیدن که پیغام من روبرسونند،به خاطر این از من دوری می کن می خندم وچهره ام شاد ه اما قلبمو هنوزکنار درگذاشتم (( چشم به راه تو )) هر چه می گوم دل سپردگی بسه دیگه ولی دلم با من نیست وراه خودشو میره سعی می کنم راه دلمو ادامه بدم


